زنی که رسماً برای صحبت عمومی از طرف یک سازمان یا گروه انتخاب شده است
مثالهای طبیعی
A charity spokeswoman welcomed the new funding.
یک سخنگوی زنِ مؤسسهٔ خیریه از تأمین مالی جدید استقبال کرد.
The spokeswoman declined to comment on the investigation.
سخنگو از اظهار نظر دربارهٔ تحقیقات خودداری کرد.
Several spokeswomen joined the panel discussion.
چند سخنگوی زن در میزگرد شرکت کردند.
نکتهٔ کاربردی
فقط زمانی از `spokeswoman` استفاده کنید که مشخصاً به نمایندهای زن اشاره میکنید؛ `spokesperson` از نظر جنسیت خنثی است.

