فرد یا سازمانی که با پول یا منابع دیگر از رویداد یا پروژه حمایت میکند.
مثالهای طبیعی
Our main sponsor paid for the uniforms.
حامی مالی اصلی ما هزینهٔ لباسهای فرم را پرداخت کرد.
The organizers are looking for new sponsors.
برگزارکنندگان به دنبال حامیان مالی جدید هستند.
This episode has one sponsor.
این قسمت یک حامی مالی دارد.
نکتهٔ کاربردی
این sponsor در برابر تبلیغ یا معرفی نام خود، هزینه یا منابع یک رویداد یا محتوا را تأمین میکند.
