پول، کالا یا خدماتی که برای حمایت از یک رویداد یا فعالیت ارائه میشود و معمولاً در برابر آن تبلیغ یا دیدهشدن انجام میگیرد
مثالهای طبیعی
The tournament depends heavily on corporate sponsorship.
این مسابقات تا حد زیادی به حمایت مالی شرکتها وابسته است.
The festival received sponsorship from three local companies.
این جشنواره از سه شرکت محلی حمایت مالی دریافت کرد.
They secured a sponsorship for the new exhibition.
آنها برای نمایشگاه جدید یک قرارداد حمایت مالی به دست آوردند.
نکتهٔ کاربردی
برای حمایت بهطور کلی `sponsorship` را غیرقابلشمارش و برای یک قرارداد یا مورد مشخصِ حمایت آن را قابلشمارش به کار ببرید.

