چیزی که طبیعی و بدون برنامهریزی قبلی اتفاق میافتد.
مثالهای طبیعی
They organized a spontaneous street performance.
آنها نمایش خیابانی خودجوشی برگزار کردند.
Her spontaneous laughter made everyone smile.
خندهٔ بیاختیار او همه را خنداند.
Was the decision truly spontaneous?
آیا تصمیم واقعاً بدون برنامهٔ قبلی گرفته شد؟
نکتهٔ کاربردی
spontaneous رفتار برنامهریزینشده است؛ impulsive گاهی تصمیمگیری نسنجیده را میرساند.
