sport
A1اسم/US /spɔrt/ spôrt; UK /spɔrt/ spôrt/
نمایش تفریحی، ورزشی، نمایش تفریحی ورزشی
JadoLearn Dictionary
معنی sport به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
نمایش تفریحی، ورزشی، نمایش تفریحی ورزشی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
پیس، نمایشنامه، سرگرمی مخصوص
لعب، جانور شکاری
عدول
ورجه ورجه کردن
تمسخر کردن، تقلید در آوردن، مسخره در آوردن
طنازی، اداء، تسخر
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.