قطرههای کوچک مایع که در هوا حرکت میکنند یا روی سطحی پخش میشوند.
مثالهای طبیعی
A fine spray reached the people on the pier.
ذرات ریز آب به افرادی که روی اسکله بودند رسید.
Spray from passing cars covered our windscreen.
آب پاشیدهشده از خودروهای عبوری شیشهٔ جلوی ماشینمان را پوشاند.
The hose produced a light spray over the flowers.
شلنگ قطرات ریز آب را روی گلها پاشید.
نکتهٔ کاربردی
Spray برای قطرههای پراکنده بهطور کلی غیرقابلشمارش است، اما برای یک تودهٔ مشخص از قطرات میتواند قابلشمارش باشد.
