معنی ۱neutral · 85%
مسابقه یا دورهای کوتاه از دویدن با بیشترین سرعت ممکن
مثالهای طبیعی
She won the 100-metre sprint.
او در مسابقهٔ دوی صد متر برنده شد.
We broke into a sprint for the last bus.
برای رسیدن به آخرین اتوبوس، یکدفعه شروع کردیم با تمام سرعت دویدن.
The coach asked us to run three sprints.
مربی از ما خواست سه بار دوی سرعت انجام دهیم.
نکتهٔ کاربردی
Sprint کوتاه و پرسرعت است؛ marathon مسابقهای در مسافت طولانی است.
ترکیبهای رایج
— مسابقهٔ دوی صد متر با بیشترین سرعت
