وسیلهٔ فلزیِ کوچک و نوکتیزی که سوارکار برای علامت دادن به اسب روی پاشنهٔ کفشش میبندد.
مثالهای طبیعی
The trainer checked each spur before the lesson.
مربی پیش از شروع درس، تکتک مهمیزها را بررسی کرد.
A pair of silver spurs lay beside the riding boots.
یک جفت مهمیز نقرهای کنار چکمههای سوارکاری قرار داشت.
One broken spur scratched the saddle leather.
یک مهمیز شکسته، چرم زین را خراش انداخت.
نکتهٔ کاربردی
مهمیز به چکمه بسته میشود و برای دادن علامت به اسب است؛ نعل اسب به سُم نصب میشود.
