spy
B1اسم/US /spaɪ/ spī; UK /spaɪ/ spī/
خبرگیر، جاسوس

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
spy یعنی خبرگیر. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
خبرگیر، جاسوس
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است و معنی، تلفظ، مثال، نقش دستوری و کاربرد واژه را از پایگاه داده مرکزی ارائه میکند.