معنی ۱neutral · 89%
گروه کوچک و سازمانیافتهای از افراد با وظیفه یا نقش مشخص
مثالهای طبیعی
A specialist squad searched the building overnight.
یک گروه تخصصی شبانه ساختمان را بازرسی کرد.
Three young players joined the national squad.
سه بازیکن جوان به تیم ملی پیوستند.
A squad of engineers inspected the damaged bridge.
یک گروه از مهندسان پل آسیبدیده را بازرسی کردند.
نکتهٔ کاربردی
`Squad` بر تیمی سازمانیافته با نقش مشخص یا گروهی انتخابشده تأکید دارد.
