بسیار آلوده و ناخوشایند بر اثر بیتوجهی یا شرایط نامناسب.
مثالهای طبیعی
Families were living in squalid rooms without running water.
خانوادهها در اتاقهایی کثیف و فلاکتبار، بدون آب لولهکشی، زندگی میکردند.
The overcrowded camp looked squalid after weeks of rain.
اردوگاه شلوغ پس از هفتهها بارندگی وضعی بسیار آلوده و اسفناک داشت.
Inspectors described the building as squalid.
بازرسان ساختمان را بهشدت کثیف و رهاشده توصیف کردند.
نکتهٔ کاربردی
squalid از بیتوجهی شدید حکایت میکند، نه صرفاً نامرتببودن موقت یک مکان.
