سبزیای با پوست نسبتاً سفت و گوشت نرم، از گروهی که کدوحلوایی را هم شامل میشود.
مثالهای طبیعی
We bought a squash for tonight’s soup.
برای سوپ امشب یک کدو خریدیم.
Roasted squash tastes sweet and mild.
کدوی تنوری مزهای شیرین و ملایم دارد.
Three large squashes grew beside the fence.
سه کدوی بزرگ کنار حصار رشد کردند.
نکتهٔ کاربردی
Squash برای خوراک کدو بهطور کلی غیرقابلشمارش است؛ a squash به یک کدوی کامل اشاره دارد.
