معنی ۱neutral · 86%
فریاد بلند، تیز و زیر، معمولاً از هیجان، ترس یا یک حیوان.
مثالهای طبیعی
She gave a squeal of delight.
او از خوشحالی جیغ بلندی کشید.
The piglet let out a squeal.
بچهخوک جیغ کشید.
A squeal of tyres echoed around the bend.
صدای جیغ لاستیکها در پیچ پیچید.
نکتهٔ کاربردی
اغلب با of میآید تا علت صدا را نشان دهد؛ squeal of delight با squeal of tyres معنای متفاوتی دارد.
ترکیبهای رایج
— جیغ از سر خوشحالی
