عمل فشار دادن محکم چیزی میان انگشتان، دستها یا سطوح.
مثالهای طبیعی
He gave her hand a gentle squeeze.
او دستش را بهآرامی فشرد.
A quick squeeze released the lemon juice.
با یک فشار سریع، آب لیمو خارج شد.
Try three squeezes with the soft ball.
توپ نرم را سه بار فشار بده.
نکتهٔ کاربردی
در give something a squeeze، squeeze اسمِ یک بار فشار دادن است؛ gentle یا firm شدت فشار را مشخص میکند.
