معنی ۱neutral · 95%
یک پلهٔ منفرد از راهپله که برای رفتوآمد میان طبقات یا سطوح استفاده میشود
مثالهای طبیعی
She ran up the stairs to her room.
او از پلهها بالا دوید و به اتاقش رفت.
I slipped on the bottom stair.
روی پایینترین پله لیز خوردم.
The stairs lead to the second floor.
پلهها به طبقهٔ دوم میرسند.
نکتهٔ کاربردی
برای کل راهپله از stairs و برای یک پلهٔ منفرد از stair استفاده کن.
ترکیبهای رایج
— از پلهها به طبقهای بالاتر رفتن

