وضعیتی که هیچیک از طرفها نمیتواند پیشرفت کند یا پیروز شود.
مثالهای طبیعی
Negotiations ended in a stalemate.
مذاکرات به بنبست رسید.
Both teams struggled to break the stalemate.
هر دو تیم برای شکستن بنبست تلاش کردند.
Could mediation resolve the political stalemate?
آیا میانجیگری میتواند بنبست سیاسی را بشکند؟
نکتهٔ کاربردی
break a stalemate یعنی پایان دادن به بنبست و باز کردن راه پیشرفت.
