کسی که فرد دیگری را بهشکل مکرر و ناخواسته یا تهدیدآمیز تعقیب یا کنترل میکند.
مثالهای طبیعی
She reported the stalker after several unwanted visits.
او پس از چندین مراجعهٔ ناخواسته، شخص تعقیبکننده را به پلیس گزارش داد.
Some stalkers track victims through social media.
برخی مزاحمان تعقیبکننده از طریق شبکههای اجتماعی قربانیان را زیر نظر میگیرند.
The judge ordered the stalker to stay away.
قاضی دستور داد فرد مزاحم به او نزدیک نشود.
نکتهٔ کاربردی
stalker با رفتار ناخواستهٔ مکرر ارتباط دارد؛ صرف دیدن یک پروفایل عمومی، بهخودیخود کسی را stalker نمیکند.
