نامزدِ سیاسیای که عمدتاً برایِ سنجشِ میزانِ مخالفت با رهبر یا کمکِ غیرمستقیم به رقیبی دیگر واردِ رقابت میشود.
مثالهای طبیعی
The senator entered the race as a stalking-horse.
سناتور بهعنوانِ نامزدی تاکتیکی و پوششی واردِ رقابت شد.
A stalking-horse challenged the leader before serious rivals emerged.
نامزدی آزمایشی پیش از ورودِ رقیبانِ جدی، رهبریِ حزب را به چالش کشید.
The party’s stalking-horses exposed the leader’s shrinking support.
نامزدهایِ تاکتیکیِ حزب نشان دادند که حمایت از رهبرِ حزب رو به کاهش است.
نکتهٔ کاربردی
ممکن است خودِ نامزد شانسی برایِ پیروزی نداشته باشد؛ آنچه اهمیت دارد تأثیرِ راهبردیِ او بر دیگران است.
