stall
B2اسم/US /stɔl/ stôl; UK /stɔl/ stôl/
متوقفکردن، سر دواندن

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
stall یعنی متوقفکردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
متوقفکردن، سر دواندن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است و معنی، تلفظ، مثال، نقش دستوری و کاربرد واژه را از پایگاه داده مرکزی ارائه میکند.