الگوی گفتاری همراه با تکرار صداها یا مکثهای ناخواسته.
مثالهای طبیعی
His stammer became worse when he was nervous.
وقتی عصبی میشد لکنتش بدتر میشد.
The actor portrayed a character with a stammer.
بازیگر نقش شخصیتی دارای لکنت را بازی کرد.
Can therapy help someone manage a stammer?
آیا درمان میتواند به مدیریت لکنت کمک کند؟
نکتهٔ کاربردی
stammer در نقش اسمِ مشکل گفتاری قابلشمارش است و فعل هم میشود.
