معنی ۱neutral · 90%
سطحی از کیفیت، عملکرد یا رفتار که قابلقبول یا مطلوب تلقی میشود
مثالهای طبیعی
The school maintains high teaching standards.
مدرسه استانداردهای بالایی برای تدریس حفظ میکند.
Her work meets the required standard.
کار او با استاندارد موردنیاز مطابقت دارد.
Service standards have improved this year.
استانداردهای خدمات امسال بهتر شدهاند.
نکتهٔ کاربردی
`Standards` اغلب سطوح موردانتظار کیفیت یا عملکرد را بیان میکند.
ترکیبهای رایج
— سطح بالایی از کیفیت

