چیزها را مطابق مجموعهای یکسان از قواعد مورد توافق درآوردن.
مثالهای طبیعی
The company standardized its reporting forms.
شرکت فرمهای گزارشدهی خود را استاندارد کرد.
We should standardize spelling across the website.
باید شیوهٔ نوشتن واژهها را در سراسر وبسایت یکسان کنیم.
Can schools standardize assessments fairly?
آیا مدارس میتوانند ارزیابیها را بهطور عادلانه استاندارد کنند؟
نکتهٔ کاربردی
برای ایجاد یکپارچگی میتوان چیزی را میان گروهها استاندارد کرد: standardize something across groups.
