بسیار واضح و غیرقابلچشمپوشی، بهویژه به دلیل تضادی شدید
مثالهای طبیعی
The figures reveal a stark contrast between the regions.
این ارقام تضاد آشکاری میان مناطق نشان میدهند.
Black walls created a stark contrast with the floor.
دیوارهای سیاه تضاد شدیدی با کف ایجاد کردند.
The survey exposed stark differences in access to care.
پیمایش تفاوتهای فاحشی در دسترسی به مراقبت آشکار کرد.
نکتهٔ کاربردی
`Stark` معمولاً اسمهایی مانند `contrast`, `difference`, `reality` و `choice` را تقویت میکند.
