شروع کردن یک فعالیت یا آغاز کردن چیزی جدید.
مثالهای طبیعی
I start work at nine.
من ساعت نه کار را شروع میکنم.
She starts to learn English.
او شروع به یادگیری انگلیسی میکند.
They start cooking dinner.
آنها شروع به پختن شام میکنند.
نکتهٔ کاربردی
Start وقتی به کار میرود که یک عمل یا فعالیت آغاز میشود. بعد از start، هر دو ساختار to + verb و verb-ing رایج هستند. شکل گذشتهٔ آن started است.

