معنی ۱neutral · 85%
کاغذ، پاکت، خودکار و لوازم مشابه برای نوشتن یا کار اداری
مثالهای طبیعی
We bought stationery for the new school year.
برای سال تحصیلی جدید لوازمالتحریر خریدیم.
Could you order some stationery for the meeting room?
ممکن است برای اتاق جلسه کمی لوازمالتحریر سفارش بدهید؟
She loves colourful stationery and notebooks.
او لوازمالتحریر و دفترهای رنگارنگ را دوست دارد.
نکتهٔ کاربردی
Stationery غیرقابلشمارش است؛ stationary با a به معنای «بیحرکت» است.
