معنی ۱neutral · 86%
مجسمهای کوچک که معمولاً برای تزیین یا بهعنوان جایزه استفاده میشود.
مثالهای طبیعی
The winner raised a golden statuette above her head.
برنده تندیس طلایی را بالای سرش برد.
Two porcelain statuettes stood on the mantelpiece.
دو تندیس چینی روی طاقچهٔ شومینه قرار داشتند.
The curator placed the statuette in a protective case.
موزهدار تندیس کوچک را در محفظهای محافظ گذاشت.
نکتهٔ کاربردی
statuette از مجسمهٔ معمولی کوچکتر است، اما لزوماً اسباببازی نیست.
