معنی ۱neutral · 90%
با نرخ یا آهنگی منظم و پیوسته، بدون تغییرات ناگهانی
مثالهای طبیعی
Sales increased steadily throughout the year.
فروش در طول سال بهطور پیوسته افزایش یافت.
Temperatures have been steadily rising since Monday.
دما از دوشنبه بهطور پیوسته در حال افزایش بوده است.
The boat moved more steadily after the engine repair.
پس از تعمیر موتور، قایق با ثبات بیشتری حرکت کرد.
نکتهٔ کاربردی
`Steadily` اغلب روندها، پیشرفت یا تغییر تدریجی در طول زمان را توصیف میکند.
