معنی ۱neutral · 85%
که برای جلوگیری از شناسایی یا جلبتوجه، پنهانی انجام میشود.
مثالهای طبیعی
A stealthy leopard approached the watering hole.
پلنگی که بیسروصدا حرکت میکرد به آبشخور نزدیک شد.
The thief was stealthy enough to escape notice.
دزد آنقدر مخفیانه عمل کرد که کسی متوجهش نشد.
This route allows a stealthier approach to the fortress.
این مسیر امکان نزدیکشدن مخفیانهتری به دژ را فراهم میکند.
نکتهٔ کاربردی
stealthy بر پنهانکردن عمل تأکید دارد؛ صرفِ بیصدا بودن، لزوماً به معنای stealthy بودن نیست.
