معنی ۱neutral · 90%
گاز داغی که هنگام جوشیدن آب تولید میشود
مثالهای طبیعی
Steam rose from the pot as the water boiled.
وقتی آب جوشید، بخار از قابلمه بالا رفت.
The mirror disappeared behind a cloud of steam.
آینه پشت ابری از بخار ناپدید شد.
Keep your hands away from the hot steam.
دستهایتان را از بخار داغ دور نگه دارید.
نکتهٔ کاربردی
`Steam` معمولاً غیرقابلشمارش است؛ برای مقداری از آن از `a steam` استفاده نکنید.
ترکیبهای رایج
— تودهٔ قابلمشاهدهای از بخار در هوا

