جهتی را که یک وسیلهٔ نقلیه، قایق یا جسم متحرک میرود کنترل کردن
مثالهای طبیعی
Steer the car gently around the corner.
خودرو را آرام دور پیچ هدایت کن.
She steered toward the harbor before sunset.
او پیش از غروب به سمت بندر هدایت کرد.
He steered around the fallen branch.
او دور شاخهٔ افتاده مسیرش را هدایت کرد.
نکتهٔ کاربردی
`Steer` میتواند وسیلهٔ نقلیه را مفعول بگیرد یا وقتی وسیله از بافت روشن است بدون مفعول بیاید.
