چیزی که بتوان جهت حرکتش را کنترل کرد.
مثالهای طبیعی
The wheelchair has steerable front wheels.
این صندلی چرخدار چرخهای جلوی فرمانپذیر دارد.
Is the small drone fully steerable?
آیا این پهپاد کوچک کاملاً قابل هدایت است؟
Engineers tested a steerable underwater camera.
مهندسان یک دوربین زیرآبی قابل هدایت را آزمایش کردند.
نکتهٔ کاربردی
steerable به کنترل جهت اشاره دارد، نه صرفاً امکان حرکت.
