سامانه یا عملی که جهت حرکت خودرو را کنترل میکند.
مثالهای طبیعی
The car's steering felt unusually heavy.
فرمان خودرو بهطرز عجیبی سفت بود.
She practiced steering around narrow corners.
او پیچیدن با فرمان در گوشههای تنگ را تمرین کرد.
Does the bicycle need steering repairs?
آیا سیستم فرمان دوچرخه به تعمیر نیاز دارد؟
نکتهٔ کاربردی
steering برای کنترل جهت غیرقابلشمارش است؛ steering wheel یک قطعهٔ مجزا است.
