ورقهای نازک با بخشهای بریدهشده برای تکرار نقشها.
مثالهای طبیعی
She painted letters through a stencil.
او با کمک شابلون حروف را رنگ زد.
The artist cut several stencils from card.
هنرمند چند شابلون از مقوا برید.
Can you make a stencil of this logo?
میتوانی از این نشان تجاری شابلون بسازی؟
نکتهٔ کاربردی
stencil قالب قابلاستفادهٔ دوباره است، نه تصویر رنگشدهٔ نهایی.
