معنی ۱formal · 83%
دستگاه صفحهکلیدداری ویژه که گفتار را به روش تندنویسی ثبت میکند.
مثالهای طبیعی
The reporter checked her stenograph before the hearing began.
گزارشگر پیش از آغاز جلسهٔ رسیدگی، دستگاه تندنویسیاش را بررسی کرد.
An early stenograph was displayed beside a manual typewriter.
یک دستگاه تندنویسی قدیمی کنار ماشینتحریری دستی به نمایش گذاشته شده بود.
For live captions, the operator uses a stenograph.
اپراتور برای زیرنویسگذاری زنده از دستگاه تندنویسی استفاده میکند.
نکتهٔ کاربردی
نام دستگاه فیزیکی است، نه مهارت تندنویسی؛ stenography نام روش تندنویسی است.
