یک حرکت که در آن یک پا را بلند میکنی و در جای دیگری میگذاری
مثالهای طبیعی
He took a step toward the door.
او یک قدم به سمت در برداشت.
Take one step back from the edge.
یک قدم از لبه عقب برو.
My watch counted ten thousand steps today.
ساعت من امروز ده هزار قدم شمرد.
نکتهٔ کاربردی
a step میتواند به یک حرکت منفرد هنگام راه رفتن اشاره کند.

