معنی ۱neutral · 85%
دخترِ همسر پدر یا مادرت که با تو والد زیستی مشترک ندارد
مثالهای طبیعی
My stepsister plays the violin.
خواهر سببیام ویولن میزند.
We invited both stepsisters to the party.
هر دو خواهر سببی را به مهمانی دعوت کردیم.
After the wedding, she became my stepsister.
بعد از مراسم ازدواج، او خواهر سببی من شد.
نکتهٔ کاربردی
این نسبت از راه ازدواج والدین شکل میگیرد؛ half-sister یک والد زیستی مشترک دارد.
ترکیبهای رایج
— خواهر سببی بزرگتر
