معنی ۱neutral · 85%
پسرِ همسرت از رابطهای پیشین
مثالهای طبیعی
Her stepson starts school next month.
پسر ناتنیاش ماه آینده مدرسه را شروع میکند.
We welcomed two stepsons into our family.
به دو پسر ناتنی در خانوادهمان خوشامد گفتیم.
I cooked dinner for my stepson yesterday.
دیروز برای پسر ناتنیام شام پختم.
نکتهٔ کاربردی
Stepson پسر همسر از رابطهای دیگر است و لزوماً فرزندخواندهٔ قانونی نیست.
ترکیبهای رایج
— پسر ناتنی جوانتر
