مدیریت و حفاظت دقیق و مسئولانه از چیزی که به کسی سپرده شده است.
مثالهای طبیعی
Good stewardship of the coast requires long-term planning.
حفاظت مسئولانه از سواحل به برنامهریزی بلندمدت نیاز دارد.
Under her stewardship, donations funded three new clinics.
در دوران مدیریت او، کمکهای اهدایی هزینهٔ ساخت سه درمانگاه جدید را تأمین کرد.
The owners emphasized responsible stewardship of company assets.
مالکان بر مدیریت مسئولانهٔ داراییهای شرکت تأکید کردند.
نکتهٔ کاربردی
stewardship بر وظیفهٔ مراقبت و پاسخگویی تأکید دارد، نه صرفاً مالکیت یا کنترل.
