معنی ۱neutral · 90%
تکهای باریک از چوب، بهویژه چیزی که از درخت افتاده یا بریده شده است
مثالهای طبیعی
The dog carried a stick in its mouth.
سگ یک تکه چوب در دهانش داشت.
He used a long stick while walking.
او هنگام راه رفتن از یک چوبدستی بلند استفاده کرد.
We collected dry sticks for the fire.
ما برای آتش شاخههای خشک جمع کردیم.
نکتهٔ کاربردی
برای تکهای باریک از چوب مانند شاخه، چوبدستی یا میلهٔ چوبی از `stick` استفاده میشود.
ترکیبهای رایج
— چوبی برای کمک و تکیه هنگام راه رفتن

