سفت و دشوار برای خمکردن، تاشدن یا حرکتدادن.
مثالهای طبیعی
These boots feel stiff around my ankles.
این چکمهها دور مچ پاهایم خشک و سفتاند.
Use stiff cardboard to support the model.
برای نگهداشتن ماکت از مقوای سفت استفاده کنید.
The handle is stiffer than it was yesterday.
دستگیره از دیروز سفتتر شده است.
نکتهٔ کاربردی
Stiff همیشه به معنی کاملاً سخت و بیحرکت نیست؛ ممکن است فقط حرکتدادن آن از معمول دشوارتر باشد.
