معنی ۱informal · 85%
تا حدی سفت یا محکم، ولی نه خیلی زیاد.
مثالهای طبیعی
The chair cushion felt stiffish at first.
بالشتک صندلی در ابتدا کمی سفت به نظر میرسید.
My neck is still stiffish after yesterday’s workout.
گردنم بعد از تمرین دیروز هنوز اندکی خشک است.
A stiffish fabric will hold this shape well.
پارچهای که نسبتاً سفت باشد این شکل را خوب حفظ میکند.
نکتهٔ کاربردی
stiffish در گفتوگو به کار میرود و از slightly stiff یا rather stiff کمکاربردتر است.
