دارای بویی بسیار بد و شدید.
مثالهای طبیعی
The stinking rubbish filled the alley.
زبالهٔ متعفن تمام کوچه را بدبو کرده بود.
He left his stinking boots outdoors.
او چکمههای بدبویش را بیرون گذاشت.
Why is the drain still stinking?
چرا فاضلاب هنوز بوی تعفن میدهد؟
نکتهٔ کاربردی
stinking لحنی بهشدت منفی و غیررسمیتر از foul-smelling دارد.
