stir
A1اسم/US /stɝ/ stər; UK /stɝ/ stər/
بهم زدن، هم زدن، بهم زدن هم زدن
JadoLearn Dictionary
معنی stir به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بهم زدن، هم زدن، بهم زدن هم زدن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
باصرار وادار کردن، بر انگیختن، شوراندن
رماندن
جان دار، روح دادن، زندگی بخشیدن
انگیختن
تهییج شدن، تهییج کردن، هیجان داشتن
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.