معنی ۱neutral · 85%
که احساسات نیرومند، اغلب الهامبخش یا عمیق، برمیانگیزد.
مثالهای طبیعی
The principal delivered a stirring speech about resilience.
مدیر مدرسه سخنرانی تأثیرگذاری دربارهٔ تابآوری ایراد کرد.
The final song was genuinely stirring.
آواز پایانی واقعاً شورانگیز بود.
Her stirring account moved the entire audience to tears.
روایت تکاندهندهٔ او تمام حاضران را به گریه انداخت.
نکتهٔ کاربردی
رویداد stirring میتواند الهامبخش، اندوهناک یا عمیقاً احساسی باشد؛ صرفاً پرسروصدا یا شلوغ نیست.
