کسلکننده، قدیمی و فاقد تازگی یا انرژی.
مثالهای طبیعی
The opening chapters felt stodgy and predictable.
فصلهای آغازین کتاب سنگین و قابلپیشبینی به نظر میرسیدند.
The firm wants to lose its stodgy reputation.
شرکت میخواهد از شهرت خشک و قدیمیاش فاصله بگیرد.
The revised course is less stodgy than the old one.
دورهٔ بازنگریشده از دورهٔ قبلی کمتر خشک و کسالتبار است.
نکتهٔ کاربردی
stodgy اغلب شیوهٔ ارائه یا نگرشهایی را نقد میکند که بیشازحد سنتی و بیطراوت به نظر میرسند.
