معنی ۱neutral · 85%
که حتی در موقعیت دشوار یا هیجانانگیز احساس یا واکنش اندکی بروز میدهد.
مثالهای طبیعی
The witness remained stolid throughout the questioning.
شاهد در تمام مدت بازجویی بدون بروز احساس باقی ماند.
A stolid expression concealed her disappointment.
چهرهٔ بیحالت او ناامیدیاش را پنهان میکرد.
The coach looked stolid as the crowd erupted.
وقتی جمعیت از شادی منفجر شد، مربی همچنان بیواکنش به نظر میرسید.
نکتهٔ کاربردی
stolid نبود واکنش عاطفی در ظاهر را بیان میکند؛ لزوماً به این معنا نیست که فرد در درون هیچ احساسی ندارد.
