معنی ۱neutral · 86%
دردی در معده یا ناحیهٔ اطراف آن.
مثالهای طبیعی
I have a stomachache after eating too fast.
بعد از اینکه خیلی تند غذا خوردم، دلدرد گرفتم.
Her stomachache went away before lunch.
دلدرد او پیش از ناهار خوب شد.
Does he get stomachaches on long car rides?
آیا او در سفرهای طولانی با ماشین دلدرد میگیرد؟
نکتهٔ کاربردی
Stomachache نوعی درد است. املای stomach ache نیز رایج است، بهویژه در انگلیسی بریتانیایی.
ترکیبهای رایج
— دلدرد داشتن
