معنی ۱neutral · 95%
یک تکهٔ کوچک و سخت از سنگ
مثالهای طبیعی
She picked up a smooth stone.
او یک سنگ صاف را از زمین برداشت.
The stone was lying beside the path.
سنگ کنار مسیر افتاده بود.
Small stones covered the narrow path.
سنگهای کوچک مسیر باریک را پوشانده بودند.
نکتهٔ کاربردی
a stone معمولاً یک تکهٔ کوچک و مجزای سنگ است.
ترکیبهای رایج
— یک تکهٔ کوچک از سنگ

