فرایند، فضا یا ظرفیتی که برای نگهداری کالا، مواد یا داده تا زمان نیاز استفاده میشود
مثالهای طبیعی
The new building provides additional storage for equipment.
ساختمان جدید فضای ذخیرهسازی بیشتری برای تجهیزات فراهم میکند.
Video files require substantial storage on the server.
فایلهای ویدیویی روی سرور به فضای ذخیرهسازی زیادی نیاز دارند.
Cold storage prevents the products from spoiling quickly.
سردخانه از فاسد شدن سریع محصولات جلوگیری میکند.
نکتهٔ کاربردی
`Storage` عموماً غیرقابلشمارش است؛ برای مکان یا محفظهٔ قابلشمارش از `storage space`, `storage facility` یا `storage unit` استفاده کنید.
