معنی ۱neutral · 90%
چیزی را در مکانی مشخص برای استفادهٔ بعدی نگهداری کردن
مثالهای طبیعی
Store the vegetables in a cool place.
سبزیجات را در جای خنکی نگهداری کن.
The company stores equipment here.
شرکت تجهیزات را اینجا انبار میکند.
The device stores information electronically.
دستگاه اطلاعات را بهصورت الکترونیکی ذخیره میکند.
نکتهٔ کاربردی
`Store` چیزی را که نگهداری میشود مستقیماً بهعنوان مفعول میگیرد.
ترکیبهای رایج
— اطلاعات را برای استفادهٔ بعدی ذخیره کردن

